هدیه ی بابام...
پدر جان دوستت دارم .
کارنامه ام را گرفتم فقط دوتا خوب داشتم اونم تو ریاضی بقیه همه خیلی خوب بودن .
راستی کارنامه زبانم را هم گرفتم همه خوب بودم .حالا رفتم ترم پنج ...
من منتظر هدیه هات هستم راستی چند روز دیگه تولدمه داره بدهیت بهم زیاد میشه...
جایزه ی کارنامه مدرسم جایزه ی کلاس زبانم هدیه تولدم و عیدی امسالم...
پدرجان کاش میشد خدا تو را بجای تمام بدهایت بهم میداد قول میدم دیگه هیچ وقت از هیچ کس وبابت
هیچ چیز جایزه یا هدیه ای نمی خواستم.....
+ نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 22:41 توسط sarir
|
سریر جان هشت سال داره وکلاس دوم ابتدایی است یه دختر زیبا وباهوش که مامان وباباش راخیلی دوست داره.