شکستن
اه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها
حسرت ها را می شمارم
و باختن ها
وصدای شکستن را
... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم
وکدام خواهش را نشنیدم
وبه کدام دلتنگی خندیدم
حسرت ها را می شمارم
و باختن ها
وصدای شکستن را
... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم
وکدام خواهش را نشنیدم
وبه کدام دلتنگی خندیدم
که چنین بی صدا شکستم....
خدایا به من صبر بده وبه سریر روحیه ای شاد

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۱ ساعت 17:47 توسط sarir
|
سریر جان هشت سال داره وکلاس دوم ابتدایی است یه دختر زیبا وباهوش که مامان وباباش راخیلی دوست داره.