شیرین زبانی سریر
من ودوستم در چمن بازی میکنیم وآخر دعوایمان میشود ومن دوست دارم با چوب او را بزنم خیف که چوبی در دستم نیست وگرنه محکم داخل کله اش میزدم واو با گریه به خانه میرود......
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۱ ساعت 23:16 توسط sarir
|
سریر جان هشت سال داره وکلاس دوم ابتدایی است یه دختر زیبا وباهوش که مامان وباباش راخیلی دوست داره.